شنبه چهاردهم مهر 1386- 14:19 - محمد
سلام.من محمدم. نمیدونم چی باید بگم.ولی همیشه دوست داشتم چیزایی رو که به ذهنم میرسه و یا چیزایی که گاهی وقتا نظرم رو جلب میکنه رو یه جایی بنویسم.دفتر خاطراتم هم پر همین چیزاست ولی... ولی نمیدونم گاهی فکر میکنم که اینایی که توی دفتر مینویسی و به هیچ کسی هم اجازه ی خوندنشو نمیدی،خب به چه درد میخوره؟شاید برای یادآوری خاطرات خوب باشه یا بعدا تورو یاد افکار قدیمیت میندازه که همینطورم هست ولی خب فکر میکنم اگه افکارتو با بقیه در میون بذاری و نظرشونو بشنوی در مورد نوع فکرت و ایناااااااا خیلی بهتره و بلاگم واسه همین خوبه دیگه .البته من 2 تابلاگ دیگم دارم که در باره ی نجوم و این حرفاست چون من عاشق ستاره هام ولی خب توی اونا نمیشد خاطراتت و دل نوشته هاتو بنویسی واسه همین این بلاگو که از 2 ،3 سال پیش داشتم رو آب و جارو کردمو دوباره راه انداختم. اینم اون دوتا بلاگم که توی اولیه به همراه چندتا از بچه ها مینویسم: اسم بلاگمو گذاشتم یه وجب خاک اینترنت چون وبلاگ من یه وجب خاک از سرزمین پهناور اینترنته.مثل بقیه ی وبلاگا. جوانیم هم واقعا مثل باد دارد میرود.همه چیز،همه کس اینو بهت نشون میده ولی... چه جالب ، همین الان که دارم اینارو تایپ میکنم کنار نوار وظیفه ی ویندوزم پیغام یا بهتره بگم هشدار اومد که 2 روز مونده از اعتبار ویندوزتون.آخه من بسکه بعضی کارا رو پشت گوش میندازم ، از اون روزی که ویندوزم رو عوض کردم هنوز نرفتم توی حالت سیف مد و ویندوزم رو اکتیو نکردم واسه همین هر باری که کامپیوترم رو روشن میکنم هی هشدار میاد که فلان روز مونده تا اعتبار ویندوزتون تموم بشه.همین دیروز بود ویندوزم رو عوض کردم و نوشته بود 60 روز مونده به اتمام اعتبار ویندوزتون والان 2 روز مونده و من هنوزم دارم عمرم رو سر خیلی چیزای الکی تلف میکنم. چون زیاد حرف میزنم ممکنه هفته ای چندبار آپ کنم و هیچ کسی حتی یه نظرم واسم نذاره ولی بازم طوری نیست چون اینجا افکار امروزم روواسه ی آینده ام جمع میکنم و کلااین وبلاگ رو به عنوان دفترخاطرات جدیدم راه انداختم اما با نظر دادنتون روحمو شاد میکنید و شایدم از افکار غلط صافم میکنید. گفتا منم ترنجم...کن در جهان نگنجم...گفتم به از ترنجی...لیکن به دست نیایی...گفتا تو از کجایی... . وای میمیرم واسه این موزیک محسن نامجو که دفه ی هزارممه که دارم گوش میکنم.حتما این آهنگ رو گوش کنید.اسمشم ترنج.آخر موسیقیه و آخر شعر.کلا آهنگای محسن نامجو رو که میشناسین؟نمیشه گفت داری چه سبکی رو گوش میکنی؟پاپ ، جاز ، راک، کلاسیک ،سنتی ایرانی ،خراسانی ، قشقایی ؟ ولی میشه اینو گفت که اکثر شعراش ماله شاعرای نامدار ایرونی مثل خاجوی کرمانی ، حافظ ، مولوی و ... است.خیلی زیبا ... خیلی خیلی زیبا انواع سبک ها رو با چیدمان خیلی قشنگ قاطی کرده(محسن نامجو رو میگم).کسی که انواع سبک هارو بشناسه میفهمه منظورمو ولی کسی که نه با جاز نه با راک نه با خراسانی و... آشنا نباشه لذت درک کردن این موسیقی رو کمتر میبره.مطمئننا میسناسینش ، از 12 سالگی کارشو با خوندن شروع کرده و تحصیل کرده ی موسیقیه و یا انواع ساز های موسیقی سنتی آشناست و همینطور سازهای غربی واسه همین نمیشه گفت که همینطوری الکی الکی این سازهارو قاطی کرده.عاشق اون داد کشیدناش و صداهای عجیب غریبشم که آدمو گاهی به خنده میندازه .اولین بار که اولین آهنگش رو میشنیدم(اسمشو نمیدونم متاسفانه)اولش با یه صداهای عجیب غریب که از خودش در میاورد خندم گرفت.بعدش یه ساز عجیب غریبتر از غرب شنیدم ، آخرش از شعرش گریم گرفت.به هر حال فکر کنم اکثرا آهنگاشو شنیدن ولی اگه نشنیدین حتما گوش کنین.مخصوصا ترنجش رو. این آخرین آلبومش که تنها آلبومشه که مجوز داره با نام ترنج .لینک داونلودش رو میذارم شاید بخواید داونلود کنید. اینجا کلیک کنید برای داونلود آهنگا. اگه زنده بمونم ، تا پست بعدی فعلا...
+ |